ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى
163
تاريخ اولجايتو ( فارسى )
موكّل كه حافظ و ملازم او بودند به در جرون به خانهء خود افتاد و بىمنت كس به سلامت با مقرّ عزّ خود رسيد و ملك دينار را نواخته با سر ملك خود مكران فرستاد و ايالت و حكومت فرضهء هرمز كردانشاه را به تازگى عفوا و صفوا ميسّر و مسخّر شد . و باز ترتيب و ساز رزم و عدّتى تجهيز حرب كرد و سفاين كه از جهات و جوانب دريا باز مىرسيدند مر مدد و مساعدت خود نگاه مىداشت . و ملك عزّ الدّين نادم و خايب و خاسر با فرضهء قيس افتاد و باز به ترتيب سپاه و تجهيز سلاح و كفاح مشغول شد . و كردانشاه در شهور سنهء ست و عشر و سبعمايه به جزيرهء جرون وفات يافت . و چهار پسر بگذاشت . مهتر بهرام شاه به جاى پدر به پادشاهى دو سال نصب شد . بعد از آن در سنهء ثمان و عشر و سبعمايه امير يوسف داماد كردانشاه زن و دو پسر او را بكشت و جاى او بگرفت و حكومت سواحل هرمز برو مقرّر شد . و در غيبت ملك عزّ الدّين از اردو زين الدين على عبد السلام را كه بازرگانى متموّل معتبر بود با مال و خواستهء فراوان به حكومت فارس و دار ملك شيراز فرستادند تا در شهور سنهء خمس و عشر كه ميان امير توقماق و خواجه تاج الدّين عليشاه مناقشت وحشتى قايم بود ، و چون اين خبر به وى رسيد بفرمود تا طبل بشارت بزدند و شادى و افراح و ارتياح نمودند كه توقماق را منكوب و مخذول گردانيد . چون امير توقماق برين حال اطلاع يافت به پادشاه عرض داشت كه زين الدّين على سه چماق و شش تير به نام پادشاه به دروغ بر شيرازيان عرض كرده است . پادشاه به غايت برنجيد و فرمان نفاذ يافت تا او را گرفته ، آوردند و به شفاعت خواجگان ازين ورطهء غايل و سخط پادشاه خلاص يافت ، امّا مالى فراوان به امرا و وزرا صرف و خرج شد ، و از آن خوف و بيم و تيمار بيمار شد و در شهر يزد وفات يافت و به جريدان ( ؟ ) مدفون شد ، زنخدانش به حسرت مال و جاه كه بگذاشت بسته شد .